عشق من همچون گل سرخی است
که در اوایل بهار روییده است
ویا همچون نوای شیرین موسیقی
که از دورها به گوش رسیده است
هر چقدر که تو دلپذیر من زیبا هستی
به همان اندازه من عاشقم
و عاشقت خواهم ماند
تا دریاها به خشکی رسند
حتی در آن زمان
وقتی که دریاها خشک شوند
وصخره ها زیر آفتاب ناپدید
من هنوز تورا دوست خواهم داشت
تا زمانی که شنزار زندگی جاری است...
و تو تنها عشق من
تا زمانی که هستی
من به سویت خواهم آمد
بارها و بارها
حتی اگر میان ما
فرسخ ها فاصله باشد

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 13:31  توسط فرزند آددم
|
“فرجام عشق”
ای عشق
تو كه با بیرحمی تمام پاك ترین احساسات بشری را شعله ور می سازی
پرسشی دارم از تو
و اینكه آیا خود هرگزعاشق شده ای؟
درد دوری را لمس كرده ای؟
یقین دارم اگر حتی یك لحظه مثل خودت بودی
به پاكیت سوگند كه از غم فراغ می میردی
پس با عاشقان مهربان تر باش
و منطق را پیشه ات كن كه شاه و گدا را یكی نبینی
كه دل شكستن گدای عاشق فرجامی سخت دارد
آری ای عشق در این بازی روزگار
در این صبح و شام پیاپی این هستی ماندگار
رحمی هم به دل بیدلان كن
و در هر دلی آشیانه مكن كه دل شكتن گناه است

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 13:24  توسط فرزند آددم
|
با هم باشید
هرگز نیندیشید
که آیا با هم بودن درست است است یا نه !
تنها بخواهید که باهم باشید
همین کافی است
آسان به نظر میرسد
نمی خواهید امتحان کنید؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 13:3  توسط فرزند آددم
|
من نتنها دوست دارم عاشق باشم بلکه دوست دارم
کسی به من بگوید
((دوستت دارم))

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 13:3  توسط فرزند آددم
|
|
پرسيد چون دوستم داري بهم نياز داري يا چون بهم نيازداري دوستم داري؟ بهش
گفتم چون دوست دارم بي نيازترين آدم روي زمينم
|
| اگر حلقه عشق از طلاست ، حلقه دوست از وفاست |
+ نوشته شده در دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 16:9  توسط فرزند آددم
|
در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگي است / ورنه با يک استخوان صد سگ رفيقت مي شوند
|
ازکسي که دوستش داري ساده دست نکش شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون
دوست نداشته باشي از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبورنکن چون شايد
هيچ وقت هيچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه |
+ نوشته شده در دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 16:6  توسط فرزند آددم
|
گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست گفتم كه كمي صبر
كن و گوش به من كن گفتي بايد بروم حوصله اي نيست پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف رفتي تو و
ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله
اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست

| قاب عكستو زدم جاي ساعت ديواري از اون موقع به بعد تو شدي تمومه لحظه هام . . . |
+ نوشته شده در دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 15:58  توسط فرزند آددم
|
|
من بي تو يک بوسه ي فراموش شده ام؛ يک شعر پر از غلط؛ يک پرنده ي بي
آسمان؛ يک نسيم سرگردان؛ يک روياي نا تمام |
+ نوشته شده در دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 15:53  توسط فرزند آددم
|
زندگي مانند کتابيست پر ماجرا و هيجان انگير هيچگاه آن را به خاطر يک بر گش دور نيندازيد
+ نوشته شده در شنبه 4 اسفند1386ساعت 19:7  توسط فرزند آددم
|
|
سخنان شیوا از بزرگان |
|
1. دو چيز است که جزاي آن را در دنيا مي دهند : ظلم ، و بدرفتاري با پدر و مادر
. سخن حق را از هر کس شنيدي بپذير، اگر چه دشمن و بيگانه باشد و ناحق را از هر که شنيدي نپذير، اگر چه دوست و نزديک باشد 2.
3. خوشا به حال آن کس که باطنش نيکو و ظاهرش خوب است و شرش به ديگران نمي رسد.
4. هرکس که به درستي و حقيقت مسلمان شده باشد ، هرگز آنچه را که به خود نمي پسندد در حق ديگران روا نمي دارد .
5. جامه اي که بر پيکر ديگري بپوشاني، برايت پاينده تر از جامه اي است که خود آن را به تن کني .
6. بهترين شما کسي است که بر اهل و عيالش مهربان تر باشد.
7. دو خصلت است که بهتر از آن چيزي نيست: ايمان به خدا و مفيد بودن براي مردم .
8. خوشا به حال آن کس که زيادي مال خود را ببخشد و از سخن گفتن زياد خودداري کند .
9. در اين جهان فقط يک چيز دچار تحول نمي شود و آن خداوند است .
10. هر که تيغ ستم برکشد ، با همان تيغ کشته خواهد شد .
11. در مصاحبت کسي که تو را همسنگ خود نداند خيري نيست .
12. دو چيز را پيوسته در ياد دار: خدا و مرگ . دو چيز را فراموش کن: نيکي خود و بدي ديگران .
13. بهترين جهاد آن است که با نفس و هوي و هوس خود مبارزه کنيد.
14. کسي که خودخواهي و اسراف پيشه کند، از برتري و بزرگواري مي افتد.
15. هر که بر مرکب باطل سوار شود ، آن مرکب او را در سرزمين پشيماني پياده خواهد کرد .
16. دو چيز عجيب است: «سخن حکمت آميزي که سفيه گويد»، آن را بپذيريد ؛ و «سخن زشتي که خردمند گويد»، از آن در گذريد.
17. روزگار دوگونه است: روزي به سودت و روزي به زيانت، روزي که به مراد تو است سرکشي مکن و روزي که به زيانت بود، شکيب ورز.
18. زياده روي در ملامت و سرزنش، آتش لجاجت را شعله ور مي سازد.
19. دينِ مرد خرد اوست؛ کسي که عقل ندارد، دين ندارد.
|
+ نوشته شده در شنبه 4 اسفند1386ساعت 19:6  توسط فرزند آددم
|

مگر هميشه نگفتم که تو هم پاره اي از تن مني ... از من نپرس که اشکهايم را براي چه به پروانه ها
هديه مي دهم همه ميدانند که
دروریي تو روحم را مي آزارد تو خود پروانه ها را به من سپردي که ميهمان لحظه هاي بي کسي ام
باشند نگاهت
را از چشمم برندار مرا از من نگير ... هواي سرد اينجا رو دوست ندارم مرا عاشقانه در آغوش بگير که سخت تنهام
+ نوشته شده در شنبه 4 اسفند1386ساعت 18:55  توسط فرزند آددم
|
زندگي عشق است ، عشق افسانه نيست ، وآنکه عشق را آفريد ديوانه نيست!
عشق آن نيست که کنارش باشي! عشق آن است که به يادش باشي
به یادتم ای عشق من ...

+ نوشته شده در شنبه 4 اسفند1386ساعت 18:52  توسط فرزند آددم
|

اي عشق پيدا کن مرا همرنگ دريا کن مرا خود را نوشتم بارها يک بار معنا کن مرا

آفتابگردان دنبال خورشيد مي گشت ، ناگهان ستاره اي چشمك زد..آفتابگردان سرش را پايين انداخت آري
...گلها هيچ وقت خيانت نمي كنند


+ نوشته شده در پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت 16:42  توسط فرزند آددم
|

سلام یه سلام گرم به همه دوستای گلم مخصوصا تو
خیلی خوشحالم کردی بهم سر زدی و آلانم مشغول خوندن آپمی ممنون خوب چه طوری گله
خوش میگذره امیدوارم هر جا هستی و با هر کی هستی در هر لحظه و در هر مکان هیچ موقعه خنده از
رو لب هات پاک نشه راسیاتش آمدم فقط یه سری بزنم که نگی دیگه یادش رفته ما را نه عزیزم
راسیاتش این روزا یکم گرفتار شدم آلانم میخوام چند تا عکس واست بگذارما برم امید وارم که خوشت
بیاد راستی یادت نره ها یه خط پایین هم نگاه کنی ها که نوشته نظر بدهید پس یادت نره نظر بدیها


خداییش نظر که یادت نرفت که طوری نیست هنوز دیر نشده ها
نه شوخی کردم اگه دلت خواست نظر بزار واسه من همین قدر مهم بود که ما را قابل دونستی وبهم سر
زدی این واسه من خودش یه دنیاست 








+ نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت 23:25  توسط فرزند آددم
|
سلام
امید وارم که حال همگی خوب باشه حال من هم بد نیست
میدونی چی شده من الان دقیقا ۹روز که مهسامو ندیدم نیدونم چرا یعنی نه که
نخواهم نبینم
هر دفعه یه طوری شده یا فرصت پیش نیومده
اما امیدوارم که مهسا منو ببخشه خیلی دلم واست تنگ شده مهسا منو ببخش
مهسا تازه مثل این عکس لبمم هم آویزونه

خیلی دوست دارم
+ نوشته شده در شنبه 6 بهمن1386ساعت 21:49  توسط فرزند آددم
|

عشق يعني قطره قطره آب شدن... در وفــور اشـک يـار گـــريان شـــدن
عشق يعني بر دلي چيره شدن... دست از جان
شستن و مـجنون شـــدن عشق يعني در حضور باران طوفان شدن... در
کنار قاصدک رقصيدن و پرپر شدن عشق يعني در
عميق قلب يار ساکن شدن... بر دامان وي افتادن و بي جان شدن عشق
يعني در پي باد رفتن و راهي شدن... از فراز کوه ها
بگذشتن و پيدا شدن

+ نوشته شده در دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 0:2  توسط فرزند آددم
|
گر دلي دارم بدان در دست توست ..گر تني دارم بدان سر مست توست.. گر دلم را بشکني با
دست خود دل نگيرم از
تو...چون دل هم ..هم مست توست
صدايم در برابر صدايت بي صداست، چشمانم در برابر چشمانت نابيناست، خنده هايم در كنار
خنده هايت خاليست، پس بدان
بي تو هيچم، تنهايم نگذار تا با تو هم آواز شوم
و حالا
عمري با غم عشقت نشستم ........ به تو پيوستم واز خود گسستم ...... وليکن سرنوشتم اين سه
حرف بود ....... تو را ديدم. پرستيدم . شکستم

+ نوشته شده در یکشنبه 30 دی1386ساعت 23:29  توسط فرزند آددم
|
عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور
گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست... صدقه است
دنيا اين جوريه ديگه: اگه گريه كني ميگن كم آوردي ، اگه بخندي ميگن ديوونست ، اگه دل ببندي
تنهات ميزارن ، اگه عاشق بشي دلتو ميشكنن ، با اين حال بايد لحظه
اي را گريست ، دمي را خنديد ، ساعتي را دل بست و عمري عاشقانه زيست

+ نوشته شده در یکشنبه 30 دی1386ساعت 23:26  توسط فرزند آددم
|
عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر
نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد
+ نوشته شده در یکشنبه 30 دی1386ساعت 23:24  توسط فرزند آددم
|
سلام میخواهم چند تا عکس از کسی که نصف زندگیما مدیونشم را واستون بذارم
(حمید رضا علیمی) 



+ نوشته شده در چهارشنبه 26 دی1386ساعت 16:3  توسط فرزند آددم
|
گر شبی در محفل جانانه ای مهمانت کردن
گول نعمت را مخورمشغول صاحب خانه باش
سلام چطورید؟؟؟؟
ایام محرم را تشلیت میگم
راسیاتش از آنجایی که من اعتقاد وایمان شدیدی به این روز ها دارم
میخواهم واستون چند تا عکس خوشگل از این روز
هاواستون بذارم امیدوارم که خوشت بیاد
راستی تو این چند وقت یادت نرها مارا دعا کنی
(التماس دعا)


یا حسین
یوسف اگه روی تورا دیده بود بساط حسن خویش برچیده بود


+ نوشته شده در دوشنبه 24 دی1386ساعت 12:42  توسط فرزند آددم
|

سلام
سلام خوبی امیدوارم که خوب باشی چون من اصلا خو ب نیستم
میدونی چیه خیلی دلم تننگه نمیدونم چرا خیلی دلم میخواهد بشینم واسه
خودم گریه کنم دیشب این کارا کردم
نشستم واسه خودم زار زار گریه کردم بعدشم جا دشمنت خالی تا ساعت
30 2 شب بیمارستان بودم خیلی بد
حالم بد بود اما هیشکی سراغ از من نگرفت دیروز چند بار آمدم سرزدم اما
هیشکی منو قابل ندونسته بود حتی
واسم نظر بزاره تا شاید یکم بهتر میشدم شاید هم آنقدرا ارزش نداشته
باشم
امشب هم یک شبی مثل دیشبه دلم دوباره گرفته اما نمیدونم چی کار کنم
آلان چند تا مطلب میخواهم بزارم واست امیدوارم خوشت بیاد








واسم دعا کن









+ نوشته شده در سه شنبه 18 دی1386ساعت 22:50  توسط فرزند آددم
|

نمي نويسم... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني! حرف
نمي زنم... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را
نمي فهمي! نگاهت نمي کنم... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني! صدايت
نمي زنم... زيرا اشک هاي من براي تو بي
فايده است! فقط مي خندم... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد، ديوانه هيچ نداشت و
گريست، گمان کردند چون هيچ ندارد مي گريد، اما
هيچکس ندانست که قيمت عشق اشک است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1
+ نوشته شده در سه شنبه 18 دی1386ساعت 22:38  توسط فرزند آددم
|
فقط كسي معني دل تنگي را درك مي كند كه طعم وابستگي را چشيده
باشد... پس هيچوقت به كسي وابسته نشو كه
سرانجام وابستگي دلتنگيست

+ نوشته شده در سه شنبه 18 دی1386ساعت 22:33  توسط فرزند آددم
|
يکي رو دوست داشته باش؛ نه به خاطر اينکه تنهاست، کسي رو نداره، نه
به خاطر اينکه اجباره... فقط به خاطر اينکه
ارزش دوست داشتن رو داره

+ نوشته شده در سه شنبه 18 دی1386ساعت 22:31  توسط فرزند آددم
|
دلم تنگه براي اون هميشه خداي من بگو فردا چي مي شه؟ خودت دل دادي و دلدار دادي خودت
عشقو به ما بسيار دادی
خودت ما رو دو عاشق آفريدي دلي جنس شقايق آفريدي خودت ما رو خراب يار کردي به درد
ناب عشق بسيار کردي
خودت گفتي فقط عاشق بمونيد فقط حرف دلاتونو بخونيد خداي من اجابت کن دعامو خداي خوب
من بشنو صدامو دلم نذر
نگاه نازنينت
+ نوشته شده در پنجشنبه 13 دی1386ساعت 12:57  توسط فرزند آددم
|
مگر هميشه نگفتم که تو هم پاره اي از تن مني ... از من نپرس که
اشکهايم را براي چه به پروانه ها هديه مي دهم همه مي
دانند که دروریي تو روحم را مي آزارد تو خود پروانه ها را به من سپردي که
ميهمان لحظه هاي بي کسي ام باشند نگاهت
را از چشمم برندار مرا از من نگير ... هواي سرد اينجا رو دوست ندارم مرا
عاشقانه در آغوش بگير که سخت تنهام
نذار تنهام نرو ای عشق برای رفتنت زوده بمیرم نکن گریه همش تقصیر من
بوده منو ببخش منو ببخش می خوام که با تو
باشم نذار غریبه باشم همرنگ سایه هاشم بیا به من کمک کن می خوام
که با تو باشم نمی تونم جدا شم تو این دنیا تنها شم بیا
به من کمک کن می خوام که با تو باشم نذار غریبه باشم همرنگ سایه
هاشم بیا به من کمک کن می خوام که با تو باشم

+ نوشته شده در پنجشنبه 13 دی1386ساعت 12:55  توسط فرزند آددم
|
کاش آن روز که تقديم تو شد همه ي هستي من، مي سپردم که مواظب باشي، جنس ِ اين
جام بلور است، لبريز است از عشق و غرور، گر بازيچه
شود، مي شکند!... مي شکند!...مي شکند!!... مي شکند
اما ای کاش زودتر گفته بودم

+ نوشته شده در پنجشنبه 13 دی1386ساعت 12:53  توسط فرزند آددم
|
شنبه: با نگاهي عاشقانه مست شدم! يكشنبه: به او گفتم گرفتارت شدم. دوشنبه: همچو ليلي عاشق
صحرا شدم! سه شنبه: بي
وفايي كرد و من گريان شدم. چهارشنبه: اسير هجرانش شدم. پنج شنبه: او رفت و من درعاشقي
فاني شدم!
جمعه: بي او تنها شدم و مردم
خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من... ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت

+ نوشته شده در پنجشنبه 13 دی1386ساعت 12:51  توسط فرزند آددم
|
وقتی که من عاشق شدم ... شیطان به نامم سجده کرد ... آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد ... من بودم و
چشمان تو ... نه آتشی نه گلی ... چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاشقی
در دنيا خواستار 3 چيز باش: ستاره به مدت 1شب،گل به مدت 1 روز ، رفاقت به مدت 1 عمر

+ نوشته شده در پنجشنبه 13 دی1386ساعت 12:50  توسط فرزند آددم
|